یک لحظه


شاید یک لحظه کنار پنجره بنشینی
به گذشته برگردی و در افکارت لحظه ای غرق شوی
به منی که دیگر نیستم
به فردایی که بی من به همه چیز خواهی رسید
و به لحظه ای که خبر دادند دیگر نیست
نمیدانم در آن لحظه برایم از خدا چه خواهی خواست
از پنجره بیرون را نگاه نکن که مرا خواهی دید ...
+ نوشته شده در یکشنبه 1 مرداد1385ساعت 14:2  توسط
|
